احمد بن محمد ميبدى

513

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

گويند : اندوه مدار كه اميدت برآمد ، و درخت شادى به برآمد ، و دوستار را گويند : شاد باش كه شب هجر به پايان رسيد و بامداد وصال برآمد . اين حالات هريكى را در عالم روش خويش ، عالم محو و اثبات است . از دل خائف ريا مىسترد و يقين مىنهد ، بخل مىسترد جود مىنهد ، شره مىسترد قناعت مىنهد ، حسد مىسترد شفقت مىنهد ، بيم مىسترد امنيّت مىنهد ، از دل راجى اختيار مىسترد تسليم مىنهد ، تفرقت مىسترد جمع مىنهد ، سرگردانى بنده مىسترد نور سبق مىنهد . از دل محبّ ، رسوم انسانيت مىسترد ، شواهد حقيقت مىنهد ، صفات انسانى را محو و صفات خدائى اثبات مىكند ، شواهد شما را محو و شاهد خود را اثبات مىنمايد ، از شاهد بندگان مىكاهد و از شاهد خود مىافزايد ، تا چنان كه به اول خود بود ، به آخر هم خود باشد ! پير طريقت گفت : خدايا ، جلال عزّت تو جاى اشارت نگذاشت و محو و اثبات تو راه اضافت برداشت تا كم گشت آنچه بنده در دست داشت ! خداوندا ، زان تو مىفزود و زان رهى ( بنده ) مىكاست تا آخر همان ماند كه اول بود راست ! محنت همه در نهاد آب و گل ما است * پيش از دل و گل چه بود آن حاصل ما است خداوند جبّار و غفّار ، اول بنده را در درياى كشف جلال به موج دهشت غرق كند ، تا در غلبهء انس ، از خود رها شود ، تا جائى كه تن صبر برنتابد و دل با عقل نپردازد ، و نظر تميز را نپايد ، و بسان مستان به وادى دهشت سر درنهد تشنه و سرگردان ، گهى گريان و گه خندان ! نه فراغتى كه دل رميده بازجويد ، و نه مساعدى كه بخت خود با وى بازگويد ! و به زبان انكسار به صفت افتقار همىگويد : خداوندا ، اين سوز ما امروز دردآميز است ، نه طاقت سر بردن نه جاى گريز است ! خدايا ، اين چه تيغ است كه چنين تيز است ، نه جاى آرام و نه جاى پرهيز است ، كريما ، منزل ما چنين دور است ، همراهان برگشتند كه اين كار غرور است ، گر منزل ما سرور است ، اين انتظار سور است و اين محنت بالاى محنت ، نور على نور است ! باز به نظر لطف در ميان جان بنده نگرد ، و بنده از آن سكر به هوش آيد ، آرميدهء الطاف عنايت و افروختهء نور مشاهدت گردد ، از خود بازرسد و دنيا و آخرت از پيش او برخاسته ، به نسيم انس ، زنده و يادگار ازلى ديده ، و شادى جاودان يافته گويد : خدايا ، گاه از تو مىگفتم ، و گاه مىنيوشيدم و ميان لطف تو و جرم خود مىانديشيدم ، و كشيدم آنچه كشيدم ، همه نوش گشت چون آواى تو شنيدم . لوح محو و اثبات : لوح محفوظ كه اصل كتابها و مايهء نسخت‌ها است نزد خداوند است . گروهى گفتند : محو و اثبات به نحو عموم است كه شامل سعادت ، شقاوت ، زندگى ، مرگ ، روزى و مانند آنها است . و دليل آنها اين است كه يكى از صحابه گفت : خداوندا ، اگر مرا در لوح محفوظ شقّى نوشته‌اى ، آن را محو كن و مرا سعيد ثبت نما ! ديگرى گفت : خدايا ، اگر مرا در زمرهء سعيدان نوشته‌اى ، مرا در ميان آنان ثبت نما ، و اگر در جملهء شقيّان نوشته‌اى آن را محو كن و در رديف سعيدان ثبت نما ! دليل ديگر ، مصطفى فرمود : هركس در راه خدا صدقه دهد و با پدر و مادر نيكوئى كند و نيكوكارى و صلهء رحم كند ، عمر او زياد گردد و بدبختى او به خوشبختى گرايد ! گروهى ديگر از عالمان دين گفته‌اند محو و اثبات در همهء امور است جز در شش مورد : در آفرينش ، در خوى ، در روزى ، در مرگ ، در خوشبختى و بدبختى ، كه از محو و اثبات بيرون و هميشه ثابت هستند ! گروهى ديگر گفته‌اند : كتاب دو كتاب است : يكى كتاب محو و اثبات كه قابل تغيير است و ديگرى ام‌ّالكتاب كه هيچ‌گونه تغيير و تبديلى در آن راه ندارد و برخى ديگر گويند محو ، آنست كه بندهء گناهكار توبه كند و خداوند گناهان را از ديوان او برگيرد و بجاى آن ثواب نهد !